" ماهي قرمز من زنده بايد بماند "

طرح انجمن حمایت از حیوانات اصفهان در مورد ماهیهای قرمز

زمستان 85- بهار 86

 

اساس طرح امسال بر آموزش شهروندان اصفهاني بمنظور افزايش توانايي در نگهداري و مراقبت از ماهي قرمز و ايجاد حساسيت نسبت به سرنوشت اين  حیوانات مي باشد.

 برنامه های طرح امسال شامل :

• برگزاری کلاسهای متعدد بمنظور آشنایی شهروندان با روشهای نگهداری از ماهی قرمز ( در طی سالهای گذشته متوجه شده ایم که متاسفانه اطلاعات عمومی نسبت به ماهی قرمز بسیار کم است و داشتن حداقل اطلاعاتی در مورد این حیوان تاثیر بسیار زیادی در بهبود شرایط این حیوان می تواند داشته باشد).

طبق برنامه ریزیهای انجام شده قرار است این کلاسها در مهد کودکها ، مدارس ، دانشگاهها ، فرهنگسراها ، مراکز فرهنگی مساجد و تعدادی از ادارات شهر اصفهان برگزار شود.برای حضور در این به فرهنگسرای محله خود مراجعه کنید.

• چاپ بروشورهای آموزشی در مورد ماهی قرمز و توزیع آن بین شهروندان . این بروشورها در دو نوع ویژه کودکان و بزرگسالان طراحی شده است . همچنین قرار است پوسترهای آموزشی در ابعاد 35*50 در تابلوهای مراکز دولتی ، آموزشی و عمومی نصب شود.

• تکثیر CD آموزشی تهیه شده در انجمن حمایت از حیوانات اصفهان

• پاسخگویی 24 ساعته از طریق اینترنت به سوالات شهروندان در مورد ماهی قرمز . بدین منظورروزانه از طریق ایمیل goldfish1385@gmail.com پاسخگوی سوالات علاقه مندان درمورد ماهی قرمز هستیم.

• در صورتیکه حداقل 15 نفر از شهروندان اصفهانی مایل به کسب اطلاعات در مورد ماهی قرمز باشند می توانند با این انجمن تماس بگیرند و مربیان این انجمن در کمتر از 48 ساعت در محل حاضر شده و علاقمندان را آموزش می دهند. برای هماهنگی با تلفنهای 09131057377 – 09131270144 و یا نمابر6288260(0311) تماس بگیرید.

• آموزش از طریق برنامه های رادیویی و تلویزیونی

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ،۱۳۸٥


 

انجمن حمایت از حیوانات اصفهان

برنامه جلسات هفتگی انجمن حمایت از حیوانات اصفهان

 ( زمستان85- بهار86)

 

تاریخ

موضوع جلسه

ارائه کننده

11/11/85

مقدمه ای بر توسعه پایدار

آقای سپهرسلیمی

18/11/85

شير ایرانی

خانم احسان پور

25/11/85

روش های جهت یابی

آقای علینقیان

2/12/85

گونه های در خطر انقراض

آقای بهشتی

9/12/85

اقدامات لازم برای سفر به طبیعت

آقای تولاییان

16/12/85

نقش زنان درحفظ محیط زیست

خانم خزائلی

23/12/85

نمایه ها

خانم خیاطان

15/1/86

مناطق حفاظت شده استان اصفهان

آقای صادقی

22/1/86

آنفولانزاي مرغي

آقای ساسان سلیمی

29/1/86

پرندگان شکاری

آقای چلونگر

5/2/86

اخلاق محیط زیست

آقای سپهرسلیمی

 

  • جلسات انجمن حمایت ازحیوانات اصفهان چهارشنبه ها ساعت 6 بعداز ظهر در محل دفترشورای هماهنگی تشکل های غیردولتی ( خانه تشکل ها ) برگزارمی شود.

  • حضوردرجلسات برای علاقه مندان آزاد است.

 

کمیته آموزش و روابط عمومی

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥


 

پارک ملی کلاه قاضی

اردوی علمی – تفریحی پارک ملی کلاه قاضی

زمان : جمعه 13/11/۱۳۸۵

اعضاء محترم انجمن می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام با مسئول کمیته روابط عمومی تماس بگیرند .

**********************************

 

معرفي پارك‌ ملي كلاه‌قاضي

  صفات ويژه: نمونه برجسته‌اي از سيماهاي زمين شناسي، بوم شناسي، جغرافيايي و چشم اندازهايي كه داراي اهميت ملي‌اند.

  هدف: حفظ ونگهداري، حراست و حفاظت دايمي و بهره‌وري معنوي از شرايط‌ طبيعي.

  مديريت: حداقل اقداماتي كه براي حفاظت اساسي از ارزشهاي طبيعي، تماميت و يكپارچگي و حفظ پارك در برابر تخريب ناشي از بازديدكنندگان ضروري است بايد انجام گيرد.

  اندازه: منطقه نسبتاً وسيعي از يك واحد بزرگ و كافي كه امكان استفاده بازديدكنندگان و حراست از تنوع منابع و ارزشهاي پارك را به طور مستمر تضمين كند.

  نوع استفاده: استفاده‌هاي غير مصرفي، استفاده تفرجي با امكانات و تسهيلات لازم قابل توسعه كه براي حراست منابع، ايمني عمومي و برنامه تفسير ضروري است و مطابق با دستورالعمل ناحيه‌بندي تعيين مي‌شود.

 اگر مفهوم مديريت پاركهاي ملي و مناطق حفاظت شده را استفاده هماهنگ از قابليتهاي آنها در چهاربخش حفاظت، پژوهش، آموزش و تفرج قرار دهيم، مبناي مديريت پاركهاي ملي از ابتدا بيشترين تأكيد را روي حمايت (حفظ و حراست) داشته و ساير استفاده‌ها توسعه چنداني پيدا نكرده‌اند. در مورد مناطق حفاظت شده و پناهگاههاي حيات وحش كه استفاده‌هاي انساني تا حدي مجاز است كنترل استفاده‌ها در اراضي پيرامون محدوده‌هاي امن امري ضروري است كه امكان آن به سختي ميسر شده است. استفاده‌هاي چندگانه فوق در پاركهاي ملي نيز نياز به ناحيه‌بندي آنها در قالب طرحهاي جامع دارند.

 پارك ملي كلاه قاضي

 منطقه كلاه قاضي به موجب شرايط خاص از ديرباز زيستگاه وحوش بوده و داراي قدمت تاريخي زيادي است. چنانكه در تاريخ آمده است از زمان شاه عباس صفوي و بعد از آن به خصوص در دوره قاجاريه اين كوهها از شكارگاههاي مخصوص اين سلاطين محسوب مي‌شده است. در اواخر قرن نوزدهم ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه كه سالهاي متمادي حاكم اصفهان بوده در كتاب خود از كلاه قاضي و شاهكوه به عنوان شكارگاههاي غني و زيبا ياد كرده است. وجود اكوسيستم خوب و زيستگاههاي قابل توجه باعث گرديد كه در سال 1346 شورايعالي شكارباني و نظارت بر صيد طي مصوبه‌اي ارتفاعات كلاه قاضي را به نام منطفه حفاظت شده كلاه قاضي قرق اعلام نمود.

 اين منطقه به دليل دارا بودن تنوع بوم شناختي، حفاظت از تنوع زيستي، حفاظت از منابع ژنتيكي و بقاي تعادل طبيعي همچنين كاهش ناهنجاري‌هاي حاصل از فعاليت صنايع و عوارض جمعيتي، برخورداري از چشم اندازهاي زيباي نواحي كوهستاني و تپه ماهوري، وجود انواع گياهان و گونه‌هاي متعدد حيات وحش جانوري و استفاده‌هاي علمي، پژوهشي، اقتصادي و گردشگري داراي ارزش وجودي پارك ملي بوده است. از اين رو پس از فراز و نشيبهاي بسيار نهايتاُ در سال 1374 با پيگريهاي مستمر و وجود كمترين تعارضات يعني نداشتن هرگونه عرصه و اعياني تحت تملك اشخاص حقيقي و حقوقي و حل مسأله دامداران توسط نهادهاي عضو شوراي كشاورزي استان با اعتبارات پيش بيني شده در جهت اسكان عشاير از طريق اداره كل امور عشاير استان اصفهان و تأييد مسؤولين استان طي مصوبه شماره 6/7/74 شورايعالي محيط زيست به عنوان پارك ملي معرفي گرديد.

 

 موقعيت‌ جغرافيايي: پارك ملي‌كلاه قاضي با مساحتي در حدود 50 هزار هكتار در منطقه‌ جنوب‌ شرقي اصفهان واقع شده‌ است و جاده آسفالته اصفهان ـ شيراز از كناره شمالي و غربي آن مي‌گذرد. نزديكترين گوشه پارك كه گوشه شمال غرب آن است در حدود 36 كيلومتري شهر اصفهان قرار دارد. در اين منطقه رشته كوههايي به موازات هم وجود دارند كه جهت آنها شمال غربي به جنوب شرقي است. اين پارك شامل رشته كوه شيدان در رشته كوه كلاه قاضي مي‌باشد كه اين كوه نام خود را از دو ارتفاع سنگي گرفته كه هر دو از دو طرف با شيبهاي تند كه به دشت ختم مي‌شود و به صورت دو برج سنگي برافراشته‌اند.

  پوشش گياهي: پارك ملي كلاه قاضي كه يك منطقه صخره‌اي مي‌باشد، علاوه بر پوشش گياهي علفي، گونه‌هاي درخت و درختچه‌ دارد كه اين گونه‌ها در نقاط مختلف دره‌ها و كوهپايه‌ها مي‌رويند و از نظر طراوت و سرسبزي جلوه خاصي به منطقه داده‌اند. انواع مختلفي از گياهان بوته‌اي از جمله درمنه، گل گندم، شقايق وحشي، آويشن، لاله وحشي، اسپند، خارشتر و درختان و درختچه‌ها مانند تنگرس، بادام كوهي، انجير و بنه در اين پارك مي‌رويند. همچنين تعدادي از گياهان دارويي از جمله چوبك، قدومه، هميشه بهار، ريواس، خاكشير، گل گاوزبان، شنگ، كاسني سمي و … در اين پارك مي‌رويند.

 پارك ملي كلاه قاضي زيستگاه گونه‌هاي مختلفي از پستانداران، پرندگان و خزندگان مي‌باشد كه برخي از آنها بسيار با ارزش مي‌باشند و تعدادي نيز در معرض خطر انقراض بوده و تحت حفاظت و حمايت شديد مي‌باشند.

 از جمله پستانداران موجود در اين پارك مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:

 كل و بز وحشي قوچ و ميش وحشي، آهو، پلنگ، گرگ، روباه معمولي، كفتار، شغال، خرگوش، تشي، دوپا، جرد و انواع موش.

 بيش از 40 گونه پرنده در اين پارك شناسايي شده كه برخي از آنها بومي و برخي مهاجر بهاره و تابستانه يا مهاجر زمستانه مي‌باشند و تعدادي نيز عبوري ديده مي‌شوند. از مهمترين گونه‌هاي پرندگان مي‌توان به عقاب طلايي، شاهين، سارگپه، كبك، تيهو، پرستو، چكچك، كمركلي، كبوتر چاهي و باقرقره اشاره كرد.

 از گونه‌هاي خزندگان مي‌توان لاك‌پشت مهميزدار، بزمجه بياباني، انواع آگاما، مار و افعي را نام برد.

منبع: سایت اداره کل حفاظت محیط زیست اصفهان

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥


 

بيانيه شماره‌ 2 سازمان‌هاي مردم‌نهاد در مخالفت با آبگيري سد سيوند

 

هر كه ناموخت از گذشت روزگار / نيز ناموزد ز هيچ آموزگار

 شنبه سي‌ام دي‌ماه، همايش «آخرين دستاوردهاي كاوش‌هاي باستان‌شناسي تنگ بلاغي» در دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد. آن‌طور كه پيش از اين از سوي معاونت سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري و رييس پژوهشگاه آن، دكتر طه هاشمي عنوان شده بود اين همايش علاوه بر اعلام نتايج كاوش‌هاي باستان‌شناسان در تنگ بلاغي قرار بود به اين پرسش پاسخ دهد كه آيا از نظر باستان‌شناسان كاري در تنگ باقي مانده يا خير، تا با بازتاب آن نظر از سوي سازمان به وزارت نيرو تكليف آبگيري سد سيوند مشخص شود. گفتني است بر پايه توافقي كه ميان وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگي بسته شده است، براي نخستين‌بار در تاريخ ساخت‌وسازهاي عمراني كشور، يكي از كارفرمايان بزرگ دولتي براي گشايش طرحي نيازمند اجازه مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي است. اين فرصت طلايي كه در پي فشار گسترده افكار عمومي نصيب سازمان مذكور شده، آن سازمان را در موقعيتي سرنوشت‌ساز و خطير قرار داده است.

از مدتي پيش، هر چند اين شايعه قوت گرفته بود كه سازمان موافقت خود با آبگيري را به آگاهي وزارت نيرو رسانده است و سخنان غيررسمي مسؤولان بلندپايه‌ سازمان هم اين نظر را تأييد مي‌كرد ولي همايش يادشده اين فرصت را به علاقه‌مندان داد تا در فضايي رسمي و كارشناسي پي‌گير موضوع باشند. اين همايش براي سازمان نيز اين حُسن را داشت تا توپ اعتراض را به زمين باستان‌شناسان بيندازد چرا كه اگر در آينده از سازمان انتقادي مي‌شد مسؤولان به نظر كارشناسي باستان‌شناسان استناد مي‌كردند و خود را تبرئه مي‌نمودند. اما:

1. در همايش يادشده برخي از باستان‌شناسان ايراني - مستقيم و غيرمستقيم - به كارهاي ناتمام اشاره كردند. در اين‌باره سخن آخر را مطرح‌ترين باستان‌شناس حاضر در جمع، آقاي رمي بوشارلاي فرانسوي – كه بالطبع درگير تعارفات و محذورات با سازمان ميراث فرهنگي نبود – عنوان كرد كه بسياري از سايت‌ها كاوش‌نشده باقي مانده و نياز به پژوهش بيشتري است. از اين‌رو اين سخن مسؤولان سازمان پس از همايش كه بر اتمام كار همه‌ي هيأت‌هاي باستان‌شناسي اصرار دارند (آقاي رحيم‌مشايي، رياست سازمان ميراث فرهنگي در برنامه‌ «نگاه» و آقاي دكتر فاضلي، رييس پژوهشكده‌ باستان‌شناسي سازمان در برنامه «صبح به‌خير ايران» كه در شب شنبه و صبح يكشنبه سي‌ام دي‌ماه و يكم بهمن‌ماه از شبكه‌ي يك سيما پخش شدند)، نمي‌تواند با واقعيات هم‌خوان باشد.

2. حضور گروهي از جوانان مخالف آبگيري سد سيوند، از جمله نمايندگان 47 سازمان مردم‌نهاد (NGO) از شهرهاي مختلف ايران، مصداقي بود بر اين سخنان دكتر فاضلي، دبير همايش كه در آغاز همايش بر معيار بودن نظر ملت ايران در تصميم‌گيري سازمان تأكيد كرده بود. در عرف جهاني، سازمان‌هاي غيردولتي و مردم‌نهاد، نمايندگان مردم به شمار مي‌روند.

3. بر خلاف وعده‌هاي داده‌شده در پيش از برگزاري همايش و حتي در آغاز آن، بخش ميزگرد و اعلام نتيجه‌گيري از همايش، به سخنان شماري از پيش‌كسوتان رشته‌ي باستان‌شناسي و مسؤولان سازمان محدود شد و دكتر فاضلي با عنوان كردن اين‌كه گروهي از باستان‌شناسان در اين همايش غايب هستند (كدام باستان‌شناسان؟)، نتيجه‌گيري را به آينده موكول كرد.

4. اما نكته‌اي كه بسيار مهم است و از سوي مسؤولان سازمان ناديده گرفته شده و مي‌شود اين است كه مسأله‌ي كاوش‌ها در تنگ بلاغي تنها يكي از چندين آسيب ناشي از آبگيري سد سيوند است و ديگر آسيب‌ها ناديده گرفته شده، آن‌هم در شرايطي كه متولي ديگري وجود ندارد. براي نمونه آيا مسؤولان سازمان همان‌طور كه به فكر وزارت نيرو و رفع مشكل آب هستند و حساب هزينه‌هايي كه براي ساخت سد پرداخت شده را دارند نبايد به فكر نابودي جنگل‌ها، مراتع، گنجینه‌های ژنتیکی و زمین‌های کشاورزی منطقه هم باشند؟ بر اساس نظر گياه‌شناسان به علت بكر بودن تنگ بلاغى، گياهانى در اين منطقه وجود دارد كه علاوه بر این که یک گنجینه‌ي ژنتیکی غنی هستند در صورت انجام مطالعات كامل بر روى آن‌ها مى‌توان به نوع گل‌ها، درختان و پوشش گياهى كه در باغ‌هاى پاسارگاد وجود داشته، پی برد ولی با آبگیری سد سیوند این پوشش گیاهی نادر به زیر آب خواهد رفت. از سوی دیگر بر پایه‌ي نظر کارشناسی دكتر پيمان يوسفي آذري، مديركل دفتر جنگل‌هاي خارج از شمال سازمان جنگل‌ها و مراتع، با آبگيري سد سيوند حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي نابود مي‌شود. این درختان به دليل واقع‌ شدن در ناحيه‌ي رويش ايراني‌- توراني از نظر تنوع و ذخيره‌گاه ژنتيكي، منحصر به‌فرد و داراي اهميت ويژه‌اي هستند و تخريب این جنگل‌ها به معناي فنا و نابودي كامل طبیعت منطقه است و حتي با صرف ميلياردها دلار هم امكان احياي این جنگل‌ها وجود ندارد، چرا كه خاك منطقه آن قدر فقير و خشك است كه رويشگاه توان بازسازي خود را ندارد، زيرا شكل‌گيري جنگل در حوزه‌هاي خشك ايران بر اثر يك فرايند تكامل‌يافته چندین هزارساله است و از آن‌جا كه پديده‌ي آلودگي هوا اقليم‌هاي خشك را خشك‌تر مي‌كند براي جايگزينی اين درخت‌ها چند صد سال زمان نياز است - با اين شرط كه اقليم تغيير نكند. بر اين اساس حفظ و ارزش جنگل‌هاي ايراني ـ توراني این منطقه به‌همان درجه و حتي شايد مهم‌تر از جنگل‌هاي شمال باشد.

 اما آن چه بيش از هر چيزي مايه‌ي نگراني است آن‌كه مسئولان استان فارس تلاش مي‌كنند تا موافقت سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخيزداري كشور را براي قطع 8 هزار اصله درخت موجود در محدوده‌ي آبگيري سد سیوند جلب نمايند؛ موافقتي كه مي‌تواند سنگ بناي مخربي در كشور گذارده شود كه حتي تصورش براي دل‌سوزان محيط‌زيست و منابع طبيعي غيرممكن است. بدعت ناگوار و مخربي كه روند رو به تخريب منابع طبيعي را سرعت خواهد بخشيد، چرا كه از اين پس هر سازمان يا نهادي با استناد به چنين عمل‌كردي، براي اجراي پروژه‌هاي خود درخواست مجوز قطع درخت خواهد كرد و ديگر هيچ سازماني نمي‌تواند مانع از اين روند تخريب شود. حداقل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري قدرت مقابله با آن را نخواهد داشت.

 بر بنیان نظرات کارشناسی و بر خلاف نظر مجریان سد، آبگیری سد سیوند بر کشاورزی منطقه نیز اثرات مخربی دارد و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب زراعتي و خاك زير آب دفن مي‌شود، در حالي كه توليد علوفه فقط يك‌چهارم ارزش مراتع است و سه‌چهارم ارزش آن مربوط به حفاظت خاك و جلوگيري از فرسايش و ميزان نفوذ‌پذيري آب است.

 هم‌چنين تنگ بلاغی به دليل عبور عشاير منطقه و مسير تاریخی عبور كاروان از اهميت به سزايى برخوردار است. بسته شدن مسير كوچ عشاير و به زير آب رفتن يكي از استقرارگاه‌هاي كوچ‌نشينان در منطقه، از ديگر نتايج آبگيري سد سیوند است. با آبگیری سد سیوند مراتع عشاير كه يكي از جاذبه‌هاي گردشگري ايران به شمار مي‌رود نيز نابود مي‌شود. مهندس‌ مختار نجفي كشكولي، مدير كل امور عشاير استان فارس با تأييد اين مطلب و ضمن تقسيم عشاير به دو دسته مرتع‌دار و كوچ‌نشين مي‌افزايد: اين سد براي مرتع‌داران كه از طايفه‌ي باصري هستند خطر بيشتري دارد چرا كه مراتع و چراگاه‌هاي آن‌ها زير آب مي‌رود.

درست است كه مسؤولان سازمان مي‌توانند مدعي شوند كه زيست‌بوم منطقه ربطي به آنها ندارد و خودش متولي دارد ولي هنگامي‌كه آنها بارها و بارها در سخنانشان به دفاع از وزارت نيرو برخاستند نمي‌توان از آنها انتظار توجه به ديگر مسائل را هم داشت؟ كما اين‌كه اين فرصت تاريخي تنها به سازمان ميراث فرهنگي داده شده كه بتواند آبگيري سد را به تأخير بيندازد و نه هيچ سازمان ديگري.

5. غير از اهميت باستان‌شناسي تنگ بلاغي آسيب‌هاي ديگري هم از آبگيري سد سيوند ناشي مي‌شود كه در رابطه‌ي مستقيم با وظايف سازمان ميراث فرهنگي است، وظايفي كه به شدت نسبت به آن‌ها بي‌توجهي مي‌شود. به واسطه‌ي آبرفتى و سست بودن خاك منطقه با بالا آمدن ميزان آب زیرزمینی، زمينه براى آسيب‌رسانى به پى سازه‌هاى دشت پاسارگاد (اعم از كاخ بارعام، كاخ دروازه، كاخ اختصاصى، گور كمبوجيه، تل تخت و به ويژه آرامگاه كوروش كه نزديك‌ترين اثر به سد است) آماده خواهد شد. از سوي ديگر، افزايش رطوبت پس از آبگيرى سد و تشكيل درياچه‌ي پشت آن در درازمدت باعث تغيير اقليم و آب و هوا (اكوسيستم) شده و آثار سنگى پاسارگاد را - كه از جنس سنگ‌هاى آهكى و جذب‌كننده‌ي رطوبت هستند- از بين خواهد برد. رطوبت، اثر مستقيمى بر اين آثار داشته و مسائلى چون رويش گياهان در لابه‌لاى سنگ‌ها را به دنبال دارد. آثار پاسارگاد فرسوده‌تر از تخت‌جمشيد هستند و ارتفاعى نسبت به دشت ندارند و به همين دليل آسيب‌پذيرى آن‌ها بسيار بالا است. پيش از اين تصور مى‌شد كه بتوان با استفاده از فن‌آورى از آسیب‌های ناشی از رطوبت جلوگیری نمود اما اكنون مشخص شده كه اين امكان وجود ندارد و ضرر ناشى از رطوبت بر روى سازه‌هاى پاسارگاد در درازمدت قطعى است. فراموش نشود در بيشتر مواقع جريان بادى از سمت دره و كوهستان بلاغى به سمت پاسارگاد می‌وزد و در صورت ایجاد درياچه‌اى در آن‌جا بادى كه از آن‌سو مى‌وزد رطوبت دره و درياچه را به پاسارگاد منتقل خواهد كرد. با افزايش رطوبت «رو زمینی» و «زیر زمینی» بر ميزان رشد گلسنگ‌ها كه يكى از عوامل فرسايشى سازه‌هاى سنگى است، افزوده خواهد شد. فراموش نشود وسعت اين سد و آبگيرى آن به گونه‌اى است كه آب آن تا ۵۰ سال آينده تخليه نمى‌شود.

 هم‌چنين درياچه‌ي ايجادشده به عنوان يك مكان تفريحى محسوب خواهد شد و رفت‌وآمد ماشين‌ها و افراد سبب آلودگى مى‌شود. كوهستانى بودن منطقه و بارش باران، آلودگى‌ها را به بسيارى از مناطق ديگر منتقل مى‌كند كه اين پديده از عوامل تخريب آثار به حساب مى‌آيد (بلايي كه بر سر سنگ‌نگاره‌ي بيستون آمد و در عرض چند دهه به اندازه‌ي چند هزاره آسيب ديد).

 البته دكتر فاضلي، رييس پژوهشكده‌ي باستان‌شناسي سازمان ميراث فرهنگي در سخنانش در برنامه‌ي «صبح به‌خير ايران»، اطمينان داد كه رطوبت هيچ تأثير مستقيمي بر پاسارگاد نخواهد داشت و اگر هم تأثير غيرمستقيم آن افزايش يابد تيم كارشناسي سازمان كه به صورت تخصصي بر روي گل‌سنگ‌هاي آرامگاه كورش كار مي‌كند (موردي كه تا امروز خبرش در هيچ‌جا درج نشده بود و خود ايشان هم در روز همايش از آن بي‌اطلاع بود تا منعكسش كند!) با دستگاه‌هاي پيشرفته‌ي رطوبت‌سنج (كه گفته مي‌شود آنها را وزارت نيرو خريداري كرده است؛ وزارتي كه هنوز بر خلاف ادعاهايش هيچ هزينه‌اي براي كاوش‌هاي منطقه نپرداخته است) آن را متوجه شده و نسبت به كاهشش اقدام خواهد كرد (چگونه‌اش را هم بايد از خود ايشان پرسيد ولي تجربه نشان مي‌دهد كه اگر پس از مدتي خطر رطوبت جدي بود - كه كارشناسان آن را از هم‌اكنون قطعي مي‌دانند -، درصد امكان تخليه‌ي سد از آب و متوقف كردن فعاليت آن چيزي در حد صفر است. كما اين‌كه ممكن است تعريف نمايندگان - به‌ويژه سازمان‌هاي دولتي - از ميزان جدي بودن خطر براي آثار، بسيار متفاوت از آنچه متخصصان غيردولتي مي‌انديشند باشد. علاوه بر اين‌ها به گمان ما نمي‌توان با اثري به مهمي پاسارگاد با آزمون و خطا برخورد كرد). پيش از اين هم دكتر طالبيان، رياست بنياد پژوهشى پارسه و پاسارگاد عنوان كرده بود كه: «با پايين آوردن ميزان آبگيرى، مي‌توانيم ميزان رطوبت را كاهش دهيم»، در حالي‌كه كارشناسان محيط زيست اين راهكار را مفيد نمى‌دانند و معتقدند كاهش ميزان آب، تأثيرى در اندازه‌ي سطح آب و در نتيجه در ميزان تبخير آن ندارد.

 به هر روی اكنون در شرايطي قرار داريم كه سازمان مي‌تواند به ياري افكار عمومي خواهان عقب انداختن يك‌ساله‌ي آبگيري باشد تا بتوان در فضايي كارشناسي‌تر و با رفع همه‌ي نگراني‌هاي ناشي از آبگيري (نه فقط اتمام پژوهش در تنگ بلاغي)، درباره‌ي لزوم آن به سخن گفتن پرداخت. به گمان ما اين، راهي ميانه است كه بارِ اجراي آن اكنون بر دوش سازمان ميراث فرهنگي است و آن سازمان با ارائه‌ي اين درخواست به وزارت نيرو مي‌تواند خود را همراه با همه‌ي دوستداران ميراث فرهنگي قرار دهد. 

«پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني» به نمايندگي سازمان‌هاي مردم‌نهاد زير:

1- كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان)، 2- مؤسسه‌ مهرآيين (رامهرمز)، 3- انجمن افراز (تهران)، 4- جمعيت سپندارمدان (تهران)، 5- كانون پرستوهاي آزاد (تهران)، 6- مؤسسه توفا (شوشتر)، 7- كانون جوانان پارس (شيراز)، 8- انجمن فرپاد (شيراز)، 9- انجمن كهن‌دژ (همدان)، 10- انجمن اهورامنش (مرودشت)، 11- كانون آريا (دانشگاه علوم پزشكي تهران)، 12- كانون ايران‌شناسي پاسارگاد (دانشگاه تهران)، 13- انجمن علمي باستانشناسي (دانشگاه تهران)، 14- انجمن يادگار نياكان ما (تهران)، 15- انجمن پژواك نو (تهران)، 16- جمعيت حاميان زمين (تهران)، 17- كانون خورشيد (تهران)، 18- خانه باد و باران (همدان)، 19- جمعيت طبيعت ياران (اصفهان)، 20- انجمن مثنوي پژوهان (اصفهان)، 21- انجمن وحدت جوانان ايران زمين (اصفهان)، 22- كانون پارس‌فرهنگ (اليگودرز)، 23- جمعيت طلايه داران انديشه هاي نو (فريمان)، 24- موسسه زيستمحيطي سبزانديشان (اراك)، 25- انجمن شهداد (اراك)، 26- كانون عرشيان (اراك)، 27- جمعيت آرياييها (مرودشت)، 28- كانون بارگاه مهر (اصفهان)، 29- كانون ايران‌شناسي دانشگاه علم‌ و صنعت (تهران)، 30- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريشا (ايذه)، 31- جمعيت جوانان عصر سبز (يزد)، 32- جمعيت يادگار يزد (يزد)، 33- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)، 34- انجمن طلايه‌داران فرهنگ (اصفهان)، 35- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تيران و كرون (اصفهان)، 36- انجمن دوستداران‌ ميراث ‌فرهنگي شوش، 37- انجمن انديشه جوان (اصفهان)، 38- مؤسسه‌ نويدآوران طراوت (اصفهان)، 39- كانون آينده‌نگري ايران (اهواز)، 40- مؤسسه‌ علمي – فرهنگي آينده‌نگري (اهواز)، 41- انجمن حمايت از حيوانات (اصفهان)، 42- جمعيت گردشگران آرياووش (اصفهان)، 43- كانون توتم انديشه (اصفهان)، 44- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري  امرداد (اصفهان)، 45- انجمن اسپارترا (اصفهان)، 46- كانون ايران‌شناسي و گردشگري آريانا (اصفهان)، 47- خانه‌ فرآوران ايران (تهران)، 48- انجمن ميراث‌بانان زنده‌رود (اصفهان)، 49- انجمن هتل‌داران و گردشگران جوان (اصفهان)، 50- مؤسسه اصفهان‌پژوهان (اصفهان)، 51- انجمن ارتباط سبز (اصفهان)، 52- انجمن دوستداران يادمان‌هاي باستاني آريابوم (تهران)، 53- انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو (بوكان)، 54- انجمن ژيار (كرمانشاه)، 55- كانون مهر (كرمانشاه)، 56- خانه‌ دوستي ايرانيان (كرمانشاه)، 57- انجمن نگاه تازه (كرمانشاه)، 58- انجمن كه‌ژوان (سنندج)، 59- جمعيت زنان مبارزه با آلودگي‌هاي محيط زيست (شاخه‌ اصفهان)

 

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥


 

   به آبگيري سد سيوند اعتراض كنيد!

بيانيه 47 سازمان غيردولتي براي جلوگیری از آبگیری سد سيوند

خبرها حاکی از این است که مسئولان میراث فرهنگی کشور با برپایی همایشی در سی ام دی ماه سال جاری ساعت 9 صبح تا 18 در محل تالار شهید مطهري دانشگاه تربيت مدرس تهران ،فرجام آبگیری سد سیوند را روشن خواهند نمود. شنیده ها این واقعیت تلخ را می نمایانند که مسولان تصمیم گیر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور پیشاپیش نظرشان نسبت به آبگیری این سد مساعد است!

از همین روی برخی از سازمانهای غیردولتی یا به تعبیر جدید سازمانهای مردم نهاد(NGO)با صدور بیانیه ای خواستار جلوگیری از ساخت و آبگیری این سد شده اند. ( متن کامل بیانیه در پی می آید.)

به‌نام خداوند جان و خرد

«پس بنگريد سرانجام كساني كه پيش از شما بودند چه شد» - قرآن كريم 

  آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگه‌ي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پاياني ساخت خود را مي‌گذراند، آغاز ‌شود. همان‌طور كه مي‌دانيد، تنگه‌ي بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده‌هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير شادروان علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت. از اين‌رو مي‌خواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نه‌تنها به گفته‌ي گروهي از كارشناسان - كه تحت تأثير فضاي سياسي و غيرعلمي تحميل‌شده قرار نگرفته‌اند - مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ي بلاغی، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري و آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آن، هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجینه‌ي ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود. سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يك‌سال اخير و هم‌زمان با اوج گرفتن اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.

  هم‌ميهنان ارجمند،‏ كارشناسان گرامي، مسئولان كشوري!

  نمي‌دانيم كه از روند پر شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين – در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان – تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه سالمان – كه يادمان‌هايي چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالی است که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است. نگران داوري تاريخ باشيد.

  باز تأكيد مي‌كنيم خواهان توقف ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن هستيم.

«پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني» به نمايندگي سازمان‌هاي مردم‌نهاد زير:

1- كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان)، 2- مؤسسه‌ مهرآيين (رامهرمز)، 3- انجمن افراز (تهران)، 4- جمعيت سپندارمدان (تهران)، 5- كانون پرستوهاي آزاد (تهران)، 6- مؤسسه‌ي توفا (شوشتر)، 7- كانون جوانان پارس (شيراز)، 8- انجمن فرپاد (شيراز)، 9- انجمن كهن‌دژ (همدان)، 10- انجمن اهورامنش (مرودشت)، 11- كانون آريا (دانشگاه علوم پزشكي تهران)، 12- كانون ايران‌شناسي پاسارگاد (دانشگاه تهران)، 13- انجمن علمي باستانشناسي (دانشگاه تهران)، 14- انجمن يادگار نياكان ما (تهران)، 15- انجمن پژواك نو (تهران)، 16- جمعيت حاميان زمين (تهران)، 17- كانون خورشيد (تهران)، 18- خانه باد و باران (همدان)، 19- جمعيت طبيعت ياران (اصفهان)، 20- انجمن مثنوي پژوهان (اصفهان)، 21- انجمن وحدت جوانان ايران زمين (اصفهان)، 22- كانون پارس‌فرهنگ (اليگودرز)، 23- جمعيت طلايه داران انديشه هاي نو (فريمان)، 24- موسسه زيست محيطي سبزانديشان (اراك)، 25- انجمن شهداد (اراك)، 26- كانون عرشيان (اراك)، 27- جمعيت آرياييها (مرودشت)، 28- كانون بارگاه مهر (اصفهان)، 29- كانون ايران‌شناسي دانشگاه علم‌ و صنعت (تهران)، 30- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريشا (ايذه)، 31- جمعيت جوانان عصر سبز (يزد)، 32- جمعيت يادگار يزد (يزد)، 33- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)، 34- انجمن طلايه‌داران فرهنگ (اصفهان)، 35- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تيران و كرون (اصفهان)، 36- انجمن دوستداران‌ ميراث ‌فرهنگي شوش، 37- انجمن انديشه‌ جوان (اصفهان)، 38- مؤسسه‌ نويدآوران طراوت (اصفهان)، 39- كانون آينده‌نگري ايران (اهواز)، 40- مؤسسه‌ علمي – فرهنگي آينده‌نگري (اهواز)، 41- انجمن حمايت از حيوانات (اصفهان)، 42- جمعيت گردشگران آرياوش (اصفهان)، 43- كانون توتم انديشه (اصفهان)، 44- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگری امرداد (اصفهان)، 45- انجمن اسپارترا (اصفهان)، 46- كانون ايران‌شناسي و گردشگري آريانا (اصفهان)، 47- خانه‌ فرآوران ايران (تهران).

منبع: داروگ

*****

به آبگیری سد سیوند اعتراض کنید

*****

از نام خلیج همیشه فارس حمایت کنیم

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ،۱۳۸٥


 

اولین جایزه سالانه حمایت از حیوانات برای شهید یحیی شاهکو محلی 

اولین جایزه سالانه حمایت از حیوانات برای شهید یحیی شاهکو محلی

انجمن حمایت از حیوانات اصفهان از این پس به مناسبت 26 دی ماه  روز ملی حمایت از حیوانات ،  به یک نفر از حامیان و فعالان عرصه محیط زیست و حمایت از حیوانات در کشور نشان  "خروس سپید" را اهداء خواهد کرد.

نشان خروس سپید در سال 1385 به پاس 21 سال خدمت صادقانه و عاشقانه "شهید یحیی شاهکو محلی "در حفاظت و حراست از منابع طبیعی و حیوانات این سرزمین به خانواده این عزیز اهدا خواهد شد.

*****

توضیح: خروس و یاس سپید نشان جشن بهمنگان ، روز ملی حمایت از حیوانات است. خروس نشانه هوشیاری و بیدارکنندگی بوده و یک نشان کاملاً ایرانی و بومی است .

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٥


 

« به مناسبت 26 دی ماه ، روز ملی حمایت از حیوانات »

« به مناسبت 26 دی ماه ، روز ملی حمایت از حیوانات »

جشن بهمنگان و حقوق حیوانات در ایران کهن

ايرانيان در ميان ملل مختلف از پيشگامان و بنيان سازان قوانين و دستورات مربوط به حقوق حيوانات و حتا گياهان بوده اند و  برخلاف آنچه كه تاريخ نگاراران ، نظريه پردازان و  فرهنگ پردازان غربي در ترويج آن مي كوشند ، ايرانيان سده ها زودتر از آن ها به وضع این قوانین پرداخته اند. در اين قوانين و دستورات ريشه دار كه خوشبختانه بسياري از آن ها  تا به امروز به صورت مكتوب باقي مانده و به ما رسيده است ، از  زواياي  مختلف  به مسائل مربوط به حيوانات و  محيط زيست آن ها توجه شده است و مهمترین ويژگي اين قوانـيـن و دستورات اين بود كه آیین هایی مردمی بودند از این روی از جانب مردم با جديت و  به بهترين شكل رعايت مي شدند.

مطالب بسیاری درمورد حقوق حيوانات در بخش های پنج گانه كتاب اوستا مندرج است. همچنين دركتاب گران بهاي دينكرد در اين مورد مطالب فراواني وجود دارد ، همان گونه كه ذكر شد رعايت حقوق حيوانات براي قرن هاي متمادي چنان در ميان مردم اين سرزمين ريشه دوانده بود كه جزيي جدا نشدني از فرهنگ مردم به حساب مي آمد و مردم در همه مراسم و آيين ها به نوعي پايبندي خود را به اين فرهنگ پيشتاز  ، نشان مي دادند و  در نهادينه شدن اين فرهنگ كوشا بودند و به هر بهانه و هر مناسبت در هرجشـــن  و  آييني  علاقه خود  را  به  اين  باور بروز مي دادند . آنان در هرمـاه چهار روز  يعني  روزهاي  «  بهمن » ، « مـاه » ، « گوش »‌ ، « رام » كه روزهاي « نَـبُـر» ناميده مي شدند از كشتار  و  بريدن سر حيوانات و همچنين مصرف گوشت آن ها خودداري  مي كردند، با  اين  حال روز  بهمن  از  جايگاه برجسته تري برخوردار بود.

« بهمن » يا « وهومن»  واژه اي است متشكل از دو جزء « وهــو » به معني خوب و نيك  و « من » يا منش به معني انديشيدن و شناختن و به يادآوردن و دريافتن.  بهــمن كه  در اصل يكي از صفات جاودان خداوند يكتا مي باشد  ؛ همچنين نام دومين ماه زمستان و  يا  يازدهمين ماه سال نيز هست ؛ دومين روز هر ماه نيز « بهمن » ناميده مي شود. ايرانيان همه ساله  به مناسبت هم زماني روز بهمن در ماه بهمن جشني به نام بهمنگان با بهمنجه برپا مي كردند و از آن جا كه معتقد بودند فروزه پاك و جاويد بهمن در جهان مادي موكل حيوانات است در اين جشن بيش از هر جشن و  آيين ديگري به رعايت حقوق حيوانات و  پرهيز از خوردن گوشت آن ها توجه نشان مي دادند. به عبارت بهتر جشن بهمنگان جشن بزرگ و  با  اهميتي بودكه تنها يكي از جلوه ها و  ويژگي هاي آن توجه به حقوق حيوانات بود و  اين به خاطر ژرفنا و گستردگي اين فروزه و همچنين بي شماري و گوناگوني جلوه هاي مادي و  معنوي بسياري است كه بهمن آن ها را  در برمي گيرد.

در موردارتباط بهمن با حقوق حیوانات در«  اندرزگواه گيران » ضمن سفارش هاي متعددي كه به زوج جوان پیش از ازدواج مي شود ، در اين مورد نيز مي آيد :

« ...داد و آيين بهمن آشتي و نيك انديشي است ... چهارپايان سودمند را خوب نگهداري كنيد و كار  بي اندازه مفرماييد ... »

گرچه برخي از آداب و رسوم اين جشن زيبا  از ياد رفته و به ما نرسيده است ولي خوشبختانه بخش عمده اين مراسم به واسطه آثار مكتوب تاريخ نگاران ، نويسندگان و شعراي بزرگ دوره اسلامي همچون ابوريحان بيروني ، اسدي توسي ، فرخي ، منوچهري و عثمان مختاري در گذر زمان از ياد نرفته و چنان كه از اين آثار بر مي آيد اين جشن تا پيش از حمله مغول در ايران به صورتي فراگـير مرسوم بود و آداب و تشريفات آن رواج عام داشت و حتا  پس  از آن دوران  نيز  به صورت پراكنده  برگزار مي شده است.

بهمنگان درمنابع دوره اسلامي :

ابوريحان بيروني درآثار الباقيه در اين مورد مي نويسد : « بهمن ماه ؛ روز دوم آن روز بهمن عيد است كه براي توافق دونام آن را بهمنجنه ناميده اند و بهمن نام فرشته موكل بر بهايم است كه بشر به آن ها براي عمارت زمين و رفع حوائج نيازمندند و مردم فارس در ديگ هايي ازجميع دانه هاي مأكول ... غذايي مي پزند و آن را با شير خا لص مي خورند و مي گويند كه حافظه را  اين غــذا زياد مي كند و  اين روز را در چيدن گياه ها و رفتن كنار رودخانه  و جوي ها و روغن گرفتن و  تهيه بخور و سوزاندني ها خاصيتي بدين روز است ... » 

همچنين اسدي توسي درلغت فُرس دراين مورد مي نويسد:« ... بهمنجنه جشني است كه دوم روز از ماه بهمن كنند و طعام ها سازند و بهمن سرخ و زرد بركاسه ها نهند ...  و تره و ماست آرند .. .»

گياه  بهمن كه درنوشته هاي ابوريحان بيروني و  اسدي توسي به آن اشاره شده است ، نام گياهي است كه به ويژه در جشن بهمنگان مصرف مي شود. بهمن مورد استفاده ، ريشه گياهي است سفيد رنگ يا زرد رنگ مثل زردك . ايرانيان معتقد بودند كه خوردن آن به تقويت حافظه بسيار كمك مي كند. آن را به صورت تازه درخوراك ها مي پختند ؛ خشك شده آن را دَم مي كردند و يا به صورت گرد بر روي  غذا  مي ريختند و  يا  با گرد قند و نبات آميخته  و  مي خوردند.در اين روز همچنين تهيه شيره ها و روغن هاي نباتي و ساقه ها و چوب ها و برگ هاي سوزاندني كه بوي خوش پراكنده  و گندزدا باشند ، صورت مي گرفت. لذا يكي ازرسوم نيك آن روز اين بود كه طي تشريفاتي به كوه و دشت رفته و گياهان ويژه اي را كه خواص دارويي داشت جمع آوري مي كردند تا در طول سال مورد استفاده قرار دهند. تا مدت ها پس از اسلام نيزخلفا و سلاطين درحضور اميران و فرمانداران اين جشن را با تشريفاتي ويژه برگزار مي كردند و شاعران و خطيبان براي تهنيت اين جشن سروده و خطابه مي سرودند و ديگ بهمنگان با همه تشريفات آن به هنگام  نيمروز ميهماني بزرگی را  پاسخگو  بود.منوچهري دامغانی نیز  يكي  از شعراي بزرگي  است كه دراين مورد چنين مي سرايد :

رسم بهمن گير و از نو تازه كن  بهمنجنه

اي درخت ملك ، بارت عز و بيداری  تنه

اورمزد بهمن  و بهمـــنجنه ، فرخ بود

فرخت  باد  اورمزد  بهمن  و  بهمنجنه

« فرخي سیستانی»  نيز درباره  اين جشن  فرموده : 

فرخـش باد و خداوندش فرخنده كناد

عيد  فرخنده و  بهمـنجنه و  بهمـن ماه

عثمان مختاري غزنوی  نيز سروده است :

بهمنجنه است  خيز و  مي آرا  چراغ  دي

تا  بربچينيم  گوهــر  شادي ز  گنج   مي

اين  يك دو  مه   سياه  طرب را مدد دهيم

تا   بگذرد   ز   صحرا   ،   فـوج   سپاه   دي

 بهمن روز ،  در رساله ملا محسن فيض كاشاني :

يكي ديگر از منابع مهم دوران اسلامي كه اهميت ويژه روز بهمن را  يادآوري نموده است رساله ملا محسن فيض كاشاني است. محمدبن شاه مرتضي معروف به ملا محسن فيض كاشاني ( 1007 تا  1091هجري قمري ) در رساله خود با نام « رساله نوروز و سي روز ماه » كه به نقل از روايت معلي بن خنيس كوفي از جعفر صادق راجع به نوروز و  سي روز ماه پارسيان نگاشته است ، از قول امام جعفرصادق مي آورد:

«...دويم بهمن ؛ روزخوبي است ... فارسيان گويند روزخوبي است و ما مي گوييم روز مباركي است. تزويج كنيد و از سفرها در اين روز داخل خانه خود شويد و در اين روز سفركنيد و خريد و فروخت نماييد وحاجت ها بطلبيد از هر نوع كه باشد كه روزي پسنديده است ... »

چنان كه يادآور شديم در اين  روز كه براساس تقويم رسمي امروزي  برابر  با 26  دي ماه خواهد بود ، ايرانيان  بيش از هر روز ديگر به رعايت حقوق حيوانات و عدم كشتار آن ها توجه نشان داده و در عوض مراسـم پختن آش و مصرف غذاهاي گياهي همچون نان و پنـير و سـبزي ،  نوشـيدن شـير و  شربت هاي گياهي بسيار رايج  و معمول بوده است و در خانه بزرگان  و  بسياري از خانواده ها ، ديگ آشي آماده و مهماني برپا بوده است. آشپزان اغلب در اين روز آش ويژه اي  پخته و در معرض فروش مي نهاده اند ؛ در اين آش از هر نوع حبوب و  سبزيجات تازه استفاده  مي شد و درعوض از مصرف غذايي كه با گوشـت تهيه مي شد پرهـيز مي كردند.

 يكي ديگر از مراســم اين روز ، پوشيدن  لبـاس سفــيد بود. پوشندگان لباس سفيد دراين جشن در حقيقت با اين عمل نمادین بيزاري و برائت خود را از هرگونه  ناپاكي و پليدي ، خونريزي و كشتار و آزار و  اذيت حيوانات نشان داده و با دسته هاي گل سفيد ( ياس سفيد )  به ديدار  يكديگر مي رفتند و  اين گل ها را  به يكديگر  تقديم مي كردند.

 نشان يا  آرم ويژه اين روز خاص « خروس» بود چون باور داشتند كه از ميان حيوانات اين خروس است كه همانند سروش با بانگ هوشياري دهنده و  بيداركننده خود ، نويد بخش روزي روشن  با  انديشه اي روشن  و  سپيد بوده و آنان را به سپيدي ، روشني و پاكي در انديشه و عمل و  بيزاري  از خونريزي  و كشتار حيوانات  و  پايمال نكردن حقوق آن ها  فرا  مي خواند.

همان طور كه ذكر شد اگر چه جشن بهمنگان جشن بزرگي است كه به مبحث حمايت از حقوق حيوانات محدود نمي شود  و  دايره بسيار وسيع تري را در بر مي گیرد و  به قولي جشن پيروزي  منش نيك بر سياهي ها و كژانديشي ها به حساب مي آید ؛ اما  از آنجا كه مقوله حمايت و پاسداري از جانوران و حقوق آن ها  از جلوه هاي بارز و نمود هاي ويژه  فروزه  پاك و جاويد بهمن و به دنبال آن جشن بهمنگان محسوب مي شود ، برگزاري جشن حمايت از حيوانات همزمان با بهمنگان كه درآن همگان به توجيه بيش از پيش به حقوق حيوانات فرا خوانده مي شود خالي از  لطف  نخواهد بود.

در سال 13۷۹ توسط انجمن حمایت از حیوانات اصفهان پیشنهاد نامگذاری این روز به نام "روز ملی حمایت از حیوانات" ارائه شد و در سالهای اخیر انجمن های حمایت از حیوانات و همه دوستداران حیوانات با برگزاری مراسم ها و جشنهایی این روز را گرامی می دارند.

نگارش: دکتر شاهین سپنتا 

وبلاگ ایران نامه

 

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٥


 

طرح بزرگ فرهنگی ماهی قرمز

کلاس آموزشی آشنایی با ماهی قرمز (Gold Fish)  ویژه اعضای انجمن

انجمن حمایت از حیوانات اصفهان قصد دارد به منظور آموزش و افزایش اطلاعات اعضای انجمن در مورد ماهی قرمز یک کلاس آموزشی ویژه آن دسته از اعضایی که قرار است در طرح بزرگ فرهنگی ماهی قرمز برای آموزش به مراکز مختلف بروند برگزار نماید.

این کلاس روز 12 بهمن ماه ( صبح و عصر ) بصورت فشرده در محل خانه تشکلها برگزار خواهد شد. مدرس این کلاس از کارشناسان اداره شیلات اصفهان خواهد بود و از سوی اداره شیلات به شرکت کنندگان مدرک ارائه خواهد شد.

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٥


 

حمایت هیئت مدیره و اعضای انجمن حمایت از حیوانات اصفهان از نامه نخبگان

حمایت هیئت مدیره و اعضای انجمن حمایت از حیوانات اصفهان از نامه نخبگان

 منابع طبیعی و محیط زیست کشور به رییس جمهور در مورد ابطال مصوبه احداث

 جاده « بلده نور» به « گرمابدر لواسان» از داخل پارک ملی لار

چهار شنبه ۱۳/۱۰/۱۳۸۵

  
نویسنده : کمیته روابط عمومی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٥